خرید بک لینک
یک وقت ، زمانی که کسی نیست در واپسین پیچ در پیچ های تنهایی ات به یاد گذشته بر می گردی و چون رودی که بر سنگ بی تاب می کوبد و می رود دوباره می روی . و سنگ محکم جای جای خودش را گرفته ، بی خیال از جوشش رود . و سنگ چون گذشته بی خیال از تمام اصرار رود بر رفتن جای خودش آرام نشسته ...یک روز زمانی که می روی بر می گردی و به گذشته می نگری . برمی گردی و مجبوری که برگردی! از تمام هرچه می گذرد یک وقت می گذری . ایست می دهی و شبی به گذشته گره می خوری . یک وقت ، زمانی که کسی نیست در خودت گم می شوی . گم می شوی از

برچسب: نویسنده: مهران پاکدل تاريخ: چهارشنبه 28 مرداد 1405 ساعت: 12:58

صفحه بندی